گزارشي از مراسم يادمان منصور بني مجيدي در آستارا / ۱۸/مرداد/۱۳۸۷ (عکس از مزدک پنجه ای) یادایادی نیز در رشت / ۲۴/مرداد/۱۳۸۷ ، توسط حلقهی شاعران 5 شنبهها همیشهی خانهی فرهنگ گیلان ، برایش برگزار می گردد : http://khaneye-farhang.blogfa.com/post-142.aspx
این یادداشت را برای سایت ادبی پیاده رو نوشته ام .
تابستان نصف شده در آرام گاه آستارا ، روي صبح ايستاده و
اتوبوس از شب گذشته ، خود را به آغوش منصور بني مجيدي رسانده است . از سراسر ايران ، شاعران و دوست دارن منصور ، و از آستارا هم ، خانواده او و شاعران شهر آمده اند . جوشش انديشه ي منصور را در حضور آن ها كه به پاس داشت او آمده اند ، مي توان يافت . احساس مي كنم ، چيزي مثل خميرمايه ، انسان و درخت و خاك را به هم پيوسته كرده است . احساس مي كنم اين چيز ، انديشه ي صداقت مدار منصور عزيز است كه در خواب شعرش نيز رخنه كرده است !
پيش شوهر خواهر منصور ، شاعر انديشه هاي رها ؛ بيژن كلكي هم مي رويم . جايي در چند قدمي منصور ، آرام گرفته است .
همین متن در وازنا : http://www.vazna.com/article.aspx?id=1772
ادامه مطلب . . .
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 11:50 توسط آرش نصرت اللهی
|
در حالی که در آستانه ی يادمان منصور عزيز ، روز ۱۸ مرداد ۸۷ در آستارا ، با جمعی از شاعران و نويسندگان سراسر ايران ، هستيم ، عکس زير را به ياد مي آورم . اين عکس را در بيمارستان مدائن تهران / اردی بهشت ۸۶ ، در حالی که منصور بنی مجيدی به بستر بود ، گرفته ايم . حالا او به یادهای ما پیوسته است ، در یادهای ما زنده است !
از راست ، آقایان : بهبود داداش زاده ( داماد منصور ) ، علی شاه مولوی ، منصور بنی مجيدی ، بکتاش آبتين ، من و امين ( تنها پسر منصور )

+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 9:8 توسط آرش نصرت اللهی
|