تبليغاتX
.
 

۱- تهران / کتاب فروشی های نشر ثالث ، نشر چشمه ، وارش ، شهر کتاب هفت حوض ، یک کتاب فروشی بین فلکه های اول و دوم صادقیه و . . .

۲- کتاب فروشی هایی در شمال کشور : رشت ، لاهیجان ، لنگرود ، آستانه و . . .

۳- کتاب فروشی های رومینا و مولانا در آستارا / خیابان فارابی

۴- کتاب فروشی آقای مازیار نیستانی در کرمان

+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 12:58 توسط آرش نصرت اللهی |

 

۱- تصوير واژه های نا تمام

مرور محمود معتقدی بر مجموعه شعر " تو / تهران / ۱۳۸۵ " نوشته ی آرش نصرت اللهی را در لينک زير از روزنامه ی اعتماد ، مورخ ۳/۴/۸۶ بخوانيد : http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1644102

و يا در سايت آفتاب : http://aftab.ir/news/2008/jun/23/c5c1214206799_art_culture_book_publication_book.php

۲- گزارش نقد و بررسی " تو / تهران / ۱۳۸۵ " در خانه ی فرهنگ گیلان - مورخ ۳۰/۳/۸۶ را پس از سطرهای زیر در لینک داده شده بخوانید :

در این نشست ابتدا علیرضا پنجه ای مسوول گروه شعر خانه­ی فرهنگ گیلان به معرفی شعر آستارا پرداخت و گفت: سال ها پیش در آستارا ما فقط با چهره هایی چون بیژن کلکی ،منصور بنی مجیدی و اکبر اکسیر مواجه بودیم اما به هر حا خوشحالم که امروز می بینم چهره هایی چون نصرت اللهی از شاعران جوان تر این سرزمین است و توانسته خود را  به عنوان یکی از شاعران برگزیده ی شعر صلح  مطرح کند . http://khaneye-farhang.blogfa.com/post-136.aspx

۳- ساده به سمت جهان

نگاه رضا قنبری به مجموعه شعر " تو / تهران / ۱۳۸۵ "  در خبرگزاری کتب ایران - ایبنا

http://www.ibna.ir/prtbswb5.rhb80piuur.html

۴- ملالی نیست جز دوری از ستارگان برزیلی

نگاه عباس گلستانی به مجموعه شعر " تو / تهران / ۱۳۸۵ "

http://abbasgolestany.blogfa.com/post-5.aspx

۵- مردی که شن را بار شب می کند . . .

نيم نگاهی از اکبر اکسير به مجموعه شعر " تو / تهران / ۱۳۸۵ " نوشته ی آرش نصرت اللهی را در ادامه ی مطلب بخوانيد :

شعر جوان امروز به نوعي ديگر ادامه منطقي نوگرايي و التهابات ادبي جوانان دهه هفتاد است كه در يورشي جانانه نوعي از شعر را به جامعه ادبي ما تزريق كرد با تلفيقي از مؤلفه‌هاي شعر مدرن جهان.


ادامه مطلب . . .
+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 18:52 توسط آرش نصرت اللهی |

 

طی روزهای اخير ، برخی خبرگزاری ها و سايت ها با خبر انتشار مجموعه ی شعرم ، نکاتی را نيز يادآور شده اند .

 

خبرگزاری ايسنا  http://gilan.isna.ir/mainnews.php?ID=News-50120

خبرگزاری ايبنا http://www.ibna.ir/vdchmkni.23nz-dftt2.html

سايت سياست روز http://www.siasatrooz.ir/CNewsRDetail.aspx?QSCNDId=3083&QSDNId=27

سايت وازنا http://www.vazna.com/article.aspx?id=1634

سایت خبر فارسی http://www.khabarfarsi.com/news-116491.htm 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 16:4 توسط آرش نصرت اللهی |

 

در دو سه ماه اخير دو نگاه بر دو مجموعه شعر نوشته بودم كه در روزنامه ي اعتماد به چاپ رسيد و . . .

۱- شعر شدن / نگاهي به مجموعه شعر " تهران براي شعر شدن شهر كوچكي است " / نوشته ي داوود ملك زاده / انتشارات فرهنگ ايليا 

       هر چيزي و همين طور شعر ، جهت وجود يافتن نياز به چيز ديگري دارد كه دست مايه ي به وجود آورنده ي آن قرار گيرد . شعر به علت موقعيت وجودي اش كه به نظرم تا حد زيادي مرحله ي پس از نثر را شامل مي شود ، مايه ي غليظ تري را مي خواهد تا به درون گرايي خويش دست يابد . از درون گرايي البته مقصودم لايه داري و حجم شده گي است و نه پيچيده گي و درهم رفته گي .

 

۲- انگشت روي معنا / نگاهي به مجموعه شعر " ماه حلقه ي بي انگشت " / نوشته ي ميثم رياحي / انتشارات داستان سرا 

  جهان معاني در متن ، پس از يافتن امكان وجود ، به وسيله ي زبان ارايه مي گردد . اين امر گرچه تا حدي بديهي به نظر مي رسد اما توجه دوباره به آن ، مي تواند ما را به شناخت پروسه ي شكل يابي شعر نزديك تر كند . از طرفي در جايي از وينكنشتاين فيلسوف خوانده بودم : « محدوديت زبان من ، محدوديت جهان من است . »

    براي دست يابي به متن كامل نگاه هاي بالا ، روي ادامه ي مطلب كليك كنيد .


ادامه مطلب . . .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 12:2 توسط آرش نصرت اللهی |

 

 

خانه ي فرهنگ گيلان ، مجموعه شعر «  تو / تهران / ۱۳۸۵ » نوشته ي آرش نصرت اللهي را مورد نقد و بررسي قرار مي دهد .

 

پنج شنبه  -  ۳۰ / ۳ / ۸۷

ساعت ۱۶ تا ۲۰

 

 

رشت ، خيابان بيستون ، مقابل خيابان صفاري ، بن بست نصراله  زاده ، مؤسسه ي خانه ي فرهنگ گيلان

تلفكس : 2224178 - 0131

 

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 17:25 توسط آرش نصرت اللهی |



** در این اردی بهشت ، انتشارات ثالث منتشر کرد  ***  مجموعه ی شعر  "  تو / تهران/ ۱۳۸۵  "  نوشته ی آرش نصرت اللهی  **

                               

                                                                     

 ۱۲ تا ۲۲ اردی بهشت ، نمايش گاه کتاب تهران ، بخش شبستان ، راه روی ۲۴ ، غرفه ی ۷۱۶    نشر ثالث

انتشارات ثالث ، اين کتاب را در ۱۱۰۰ نسخه چاپ کرده است . شعری از مجموعه ی بالا می آورم در زير :                                                                                  

« خبرنگار »

 

بومب          چيليک          بنگ

صداهای آخرين تصويراند

که از حدقه ی دوربين ام

زده است          بيرون

گلوله ای رها

ميان سرباز رو به رو

و عکسی          در مرکز عدسی !  

 

+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 22:50 توسط آرش نصرت اللهی |

 

بيستم مارس يا اول فروردين فرقی نمی کند . اين روز ، روز جهانی شعر است و چه قدر خوشحالم که يونسکو روز آغاز بهار را که روز آغاز نوروز ماست ، انتخاب کرده است . اين شعر را به اميد روی کرد بيش تر انسان به واژه ، می آورم .

آبي اما متلاطم          عميق          و بي كران

دريا نيست

وقتي ايستاده اي در ساحل ، 

من هستم

وقتي عبور مي كني از برابرم .      

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 14:50 توسط آرش نصرت اللهی |

 

دما افتاد

تکه های پادرهوای آب           در هم دويدند

مهی شدم                             سرگردان

به ايوان بيا

که قرار بگيرم            در تودرتوی موهای تو

 

 

من             سرد شده ی هوای سرزمينم !

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 12:46 توسط آرش نصرت اللهی |

من          مردی خالی از سکنه

تو           زنی دل نشين

 

نگريستی          پاييز شد

گريستی           درخت ها سبک شدند

و رنگ ها دويده در باد

 

ما           به يافتن عقيده می رويم !

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 12:43 توسط آرش نصرت اللهی |

      امروز شايد بيش از هر چيز ، خوانش كتاب همراه با فكر كردن ، نياز اين جامعه ي در خود دويده ي ما باشد ! هر چه كشيده ايم و هر چه مي كشيم ، از ناداني انسان در بستر گذشته است . ميزان دانستگي و آگاهي ، ابزار امكان سنجي ما در داشتن جامعه اي پيش رو و آزادي خواه است . آن كه كتاب مي خواند و آن كه فكر مي كند به آن چه مي خواند ، در مسير مخالف جنگ و ستيز ، مي رود . مي رود به سمت سرزمين آرامش !  

    اميدوارم روزي برسد كه ما ايرانيان ، مثل سنت عزيز ديد و بازديد ، كتاب خواندن و فكر كردن را نيز به عنوان يكي از سنت های نوروز ، داشته باشيم !

    براي اين قسمت ليست كتاب هاي پيش نهادي آقاي فتح الله بي نياز را که توسط سايت های مختلف از جمله آتی بان درج شده است ، در ادامه ي مطلب مي آورم .


ادامه مطلب . . .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 9:4 توسط آرش نصرت اللهی |

 

       ادبيات مي تواند مجموعه اي از کنش ها و واکنش ها باشد . مي تواند دريافت هاي « من» از « ماده » باشد با طيف هاي پاسخ مربوط به « من » که متن « من » را در بر مي گيرد . اين ادبيات ثبت کننده و مفسر ساختار کارکردهاي ماده در روند شکل گيري زمان است و اين يعني بعد چهارمي براي ماده که تعريفي نو از سه بعد متصور آن را به وجود مي آورد . در واقع ادبيات با به وجود آوردن بعد چهارم قدم در سرزمين تاويل ها مي گذارد .

    شايان ذکر است ادبيات ما از نوع پيشين خود با نگرشي توصيفي و تشريحي به جهان در پي تبيين آن بود . اين ادبيات که بيشتر با شاخص شعر شناخته مي شد با دست نيما ، تغيير در جهان بيني را تجربه کرد .

    حرکت هاي نوين نيما با گام هاي سپيد شاملو ادامه يافت و مشروطيت شعر در دهه هاي 40 و 50 در پي تغيير جهان به شعر ايدئولوژيک رسيد . شعري که نتوانست تغيير در جهان را امکان پذير کند و اين نتيجه فرجامي نمي توانست داشته باشد ، جز رئاليسم و شعر واقع گرا که نمودهايي از آن در دهه 70 امکان ظهور يافت . گرچه کاستي هاي بسياري در روند اخير شعر به چشم آمد ، اما همان طور که عنوان شد ، شعر حاضر مي تواند شعر تاويل هاي متفاوت جهان باشد .

  


ادامه مطلب . . .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 16:27 توسط آرش نصرت اللهی |

 

      نقد حاضر را ابتدا در روزنامه ي اعتماد به چاپ رساندم كه به علت مسائل ژورناليستي اعم از كمبود جا و صفحه بندي با حذف سي درصد آن همراه بود . سپس مجله ي محترم آزما اين نقد را به طور كامل در شماره ي ۵۵ خود مورخ بهمن / ۱۳۸۶ چاپ كرده است .   

 

     پس از آن كه در سال 1382 اكبر اكسير ، هم راه با توضيحاتي در خصوص نگرش خويش به شعر ، آلبوم اول شعرهايش را با گونه ي « فرانو » مطرح كرد ، بازگشتطرح روي جلد كتاب شاعري طنز آور در شعر امروز آن هم پس از ده سال دوري ، خوشايندتر از هر چيز مي نمود . حال كه در ادامه ، مجموعه ي « زنبور هاي عسل ديابت گرفته اند » با نشان آلبوم دوم « فرانو » روي كار اكسير آمده است ،  از همين نام ، روي كرد طنز آميز زبان درون خويش را نشان مي دهد كه البته با فراز و نشيب هايي مواجه بوده است . مواجهه ي من با مجموعه ي ياد شده ، منجر شد به يافتن روح مقايسه گر شاعر كه مدام به نا تناسبي و عدم توازن محيط خويش مي تازد تا به متني طنز مدار برسد .

     ادبيات ما در طي دهه هاي اخير ، به يأس خزنده اي دچار بوده و نوشتن شعر ، فضاي فعال بهينه اي را دارا نبوده است . دارا بودن فضاي فعال ابزارهايي را مي خواهد كه يكي از تأثير گذارترين آن ها ، طنز مي باشد . طنز عامل قابل توجهي در ايجاد ساختارها و ناساختارهاي حركت زا است . شعر هم به عنوان بهينه ترين وضعيت بيان ، مي خواهد از تمام ظرفيت هاي ممكن استفاده كند و جهت حضور در ذهن مخاطب ، نياز به حركت در فضايي فعال دارد .

      


ادامه مطلب . . .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 10:2 توسط آرش نصرت اللهی |

   مثل بسياری از دوستان که در انتخاب و انجام انتشار کتاب اول باطرح روی جلد اولین مجموعه ی شعر من ترديد دست و پنجه نرم می کنندمن هم پس از گذشت زمان و ايجاد شرايط نسبتن مطلوب  در پاييز سال ۸۳ اولين مجموعه ی شعرم را با عنوان " رفته ام خودم را بياورم" / انتشارات فرهنگ ايليا / ۱۵۰۰ نسخه  منتشر کردم که البته با توجه به رکود اين سال های کتاب خوانی آن هم مجموعه ی شعر پخش خوبی نداشت . به هر حال اين مجموعه پايه گذار مجموعه ی دوم شعرهايم با عنوان " تو / تهران / ۱۳۸۵ " شد . مجموعه ی دوم را توسط انتشارات ثالث بيش از يک سال پيش برای اخذ مجوز فرستاده بودم که اخيرن مجوز نشر آن صادر شده است و طی يک ماه آينده وارد بازار نشر خواهد شد . دو شعر " بازی " و " باد " که در اين صفحه ی وب موجود می باشد   مربوط به مجموعه ی اول می باشد .شعر موسوم به " سياه سپيد " هم مربوط به مجموعه ی دوم است .اميدوارم که شعر امروز ايران شعر آزاد ايران باشد  و متن من بتواند به دست تو برسد بی آن که دستی در اين ميانه چيزی از آن بکاهد !  

+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 16:33 توسط آرش نصرت اللهی |

 

نقدی بر مجموعه شعر   "  بر بام خود آشفته می‌وزم "   نوشته ی منصور بنی مجیدی انتشارات فرهنگ ایلیا ، نوشته بودم که در این قسمت می آورم .

وزش آگاهی‌

نوشتن شعر، علا‌وه بر دانستگی تکنیکی، نیاز به نوعی آگاهی از دانش‌های مختلف جهت آفرینش مفاهیم دارد. با مطالعه شعرهای مجموعه ی  <بر بام خود آشفته می‌وزم> به نظرم رسید که بنی‌مجیدی هنگام نوشتن با نوعی هجوم نیروهای برآمده از آگاهی، روبه‌رو است. این نیروها نویسنده را به افزایش عناصر کلا‌م دچار می‌کند و البته سعی بنی‌مجیدی در هرس نمودن گیاه شعرش، موقعیت متن او را تا حد زیادی در وضعیت لا‌زم و کافی قرار می‌دهد. ‌ ببین میان من و پسرم تنها/ یک جلا‌ل‌الدین فاصله بود/ نه یک رود خروشان.... (ص 10)
و یا در شعر دیاکو، وقتی از گذشته‌اش می‌نویسد: ای‌کاش اجدادم / از <سیبری> تا <سیبلی> نمی‌لرزید!/ من خود، قبل از مهاجرت، یخ بسته‌ام/... (ص 82)علا‌وه بر نشانگر‌های آگاهی، کارکرد زبانی <نمی‌لرزیدند> در انتقال معنای کوچ اجداد و برقراری ارتباط معنایی با عبارت <یخ بسته‌ام> قابل توجه است. ‌


ادامه مطلب . . .
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 22:38 توسط آرش نصرت اللهی |

 

   طرح اين سؤال كه چرا نويسنده هاي ايراني ، جايگاهي در جايزه هاي ادبي جهان ندارند ، مي تواند بهنگرشي انجامد كه متن ايراني را در برابر چالش با باورهاي جهاني قرار دهد . براي بالا بردن تراز نوشتن و جايگاه بينش نويسنده ي ايراني در اندازه هاي جهاني ، نياز به باز بيني كارواني داريم كه از رودكي ،حافظ ، نيما ، فروغ ، شاملو و بسياري ديگر ، به راه افتاده تا به امروز كه نزد ما ، ايستاده است !  

   اين قسمت اما با اميد اين كه نويسنده هاي ايراني ، با مسير يابي مناسب ، به قشر تاثير گذار و انديشه آور روزگار ادبي خويش برسند ، به معرفي برخي از جايزه هاي ادبي سال 2007 ميلادي در سطح جهاني مي پردازد .

   شايان ذكر است كه عکس رو به رو و اطلاعات آمده در ادامه ی مطلب  توسط سايت خبري aftab.ir   برايم ارسال شده است .  


ادامه مطلب . . .
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 21:5 توسط آرش نصرت اللهی |

 

  نخستين دوره ي جشنواره ي بين المللي شعر صلح ، اردي بهشت 1386 در خانه ي هنرمندان ايران ، برگزار شد . اين جشنواره ، تلاشي بود براي ساخت بناي صلح ، در جهاني كه شب ها از ترس آوار جنگ ، خوابش نمي برد ! در اين جشنواره من با شعر زير، توانستم به عنوان يكي از هفت برگزيده ي هيئت داوران باشم .

 

 

سياه       سفيد       سفيد        سياه

 

ما             کليد های پيانو هستيم

 

با نوازنده ای بالای سر

 

که سر در نمی آورد

 

هی مارش می دواند                 توی پوتين های سربازی ام

 

هی دست می زند

 

به نظم نت هايی که رابطه اند                 ميان من و يک کليد سفيد

 

می خواستيم در تصنيفی خانه کنيم

 

سر در بياوريم               از سر کسی که گريسته برای کسی

 

آرام باش

 

ما فقط کليد های پيانو             هستيم

 

سياه       سفيد        سفيد        سياه

 

آن که نت ها را می نويسد

 

ضربه ها را تنظيم می کند !

 

   چيزي كه بيش از اين برگزيده گي و اين جشنواره ، مرا به نوشتن اين متن وا مي دارد ، نگراني ام براي مسير نا آرام اين جهان است . نمي دانم چه گونه مي توان به جهاني با گوشه هاي دنج ، به جهاني با مرزهاي بي سرباز ، به جهاني با عاشقانه هاي انسان ، دست يافت ؟! ولي مي دانم كه تلاش براي رسيدن ، لذت رسيدن را برايم مي آورد !

بخش بزرگي از شعرهاي حاضر در اين جشنواره ، درون كتابي دو تا سه زبانه ، جمع شده اند كه به زودي منتشر مي شود . براي ديدار با تلاش صلح طلبانه ي انسان هايي كه به كيفيت زيستن در آرامش فردا مي انديشند ، به سايت زير ، سري بزنيد :

http://peacepoetryfest.com  

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 11:24 توسط آرش نصرت اللهی |

 

از بس اين غواص ها

زير آب دريا را

زده اند

دل به دريا نمی زنم

 

ساحل

پر است از خاک بازی کودکانی که

از آب می ترسند !

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 13:32 توسط آرش نصرت اللهی |

 

من مانده ام اين باد

 با اين همه هو هو

 چرا عارف نمي شود

حتا هوای اتاق من

که صدايي ندارد

خدا را لمس مي کند !

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 22:45 توسط آرش نصرت اللهی |

 



www.arashnosratollahi .blogfa.com                                       آرش نصرت اللهی