تبليغاتX
.

روز ۲۵/۳/۸۸ است که این پاراگراف را به این پست اضافه می کنم. این نشست برگزار نمی گردد و رنگ سبزی که برای نوشتن اش به کار گرفته ام، روزهای سختی را پشت سر می گذارد!!! به امید این که آگاهی انسان را گرامی بداریم.

این پست را به رنگ سبز که رنگ امروز است، از قول کانون ادبیات ایران می آورم:

 

تو / تهران / 1385 درکانون ادبیات ایران

دوشنبه 2۵ خرداد 1388

دویست و چهل و پنجمین نشست هفته کانون ادبیات ایران روز دوشنبه 25/3/88 ساعت 5 عصر در سالن اجتماعات این مرکز برگزار می شود.
در این نشست، مجموعه شعر "تو/تهران/1385"  سروده ی آرش نصرت اللهی با حضور صاحب اثر، اقبال معتضدی، علی مسعودی نیا و جمعی از شاعران و منتقدان و علاقمندان به شعر امروز نقد و بررسی می شود.
آرش نصرت اللهی پیش از این مجموعه ی شعری را با نام " رفته ام خودم را بیاورم" در سال 83 چاپ و منتشر کرده است.

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 14:6 توسط آرش نصرت اللهی |

   

گزارش چهاردهمین شب های شعر چشمه:

در وازنا:http://www.vazna.com/article.aspx?id=2211

در سایت خانه ی هنرمندان: http://www.iranartists.org/article.aspx?id=1423

 

    

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 14:8 توسط آرش نصرت اللهی |

سال پیش در روزنامه ی اعتماد، متنی نوشتم با عنوان آسیب شناسی یک جایزه ی ادبی با روی کرد به جایزه ی شعر نیما. این روزها نتایج اولین دوره ی داوری آن از طریق خبرگزاری ها اعلام شده است که جا دارد به دست اندرکاران آن، خسته نباشید بگوییم.اما جایزه ی دیگری در آستارا؛ زادگاه من در حال برگزاری است که به یادبود شاعر عزیز آستارا؛ زنده یاد منصور بنی مجیدی برگزار می شود. متن آخرین خبر از این جایزه را در زیر می آورم.

به مناسبت اولين سالگرد درگذشت روانشاد منصور بني مجيدي ، جايزه شعر منصور در ۱۱تيرماه 88 با دعوت ازشاعران سراسر ايران در زمينه شعر هاي كتاب نشده فارسي ( قالب آزاد ) برگزار مي گردد. علاقه مندان به شركت در اين جايزه مي توانند حداکثر چهار شعر خود را تا تاريخ ۱۱ خردادبه نشانی الكترونيكي : banimajidi_mansoor@yahoo.com و يا به نشانی رشت : صندوق پستي - ۱۷۵۵- ۴۱۶۳۵ ارسال كنند. شعرهاي ارسالي كه موفق به رسيدن به مرحله انتخاب باشند ، در كتابي با عنوان يادمان نخستين دوره جايزه شعر منصور منتشر مي شوند. به نفرات اول تا سوم بر اساس انتخاب هيات داوران جوايزي اهدا خواهد شد.همچنين جايزه ويژه اي به بهترين شعر جوان زير 30 سال اهدا مي شود. علاقه مندان مي توانند پيشنهادات خود را برای هر چه بهتر برگزارشدن اين مراسم به نشانی پستي یا الکترونیکی اعلام شده در بالا ارسال کنند.

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 13:18 توسط آرش نصرت اللهی |

با درود!

به درود سال ۱۳۸۷ خورشیدی!

  می دانم که با تمام روزها و شب هایت، شاهد سختی زیستن مردمان بوده ای، می دانم که حالا نگران انسان و محیط زیستن اش هستی! می دانم که از جنگ انسان با انسان، بیزاری! و برای مان سال های صلح می خواهی، . . . به درود که باید بروی تا زمان، گفتنی نباشد! علامت میان ما باشد مجموعه شعر دومم که در یکی از روزهای تو، نشر ثالث چاپ کرد، می دانی که نامش را گذاشته ام " تو/تهران/۱۳۸۵ " و چهره اش این پایین هست.  برای تو و سالی که می آید، شعری نوشته ام به شادباش نوروز و روز جهانی شعر!

عصر آخرین روز سال

از خیابان مهرگان          می گذرد

با پا روی پیراهن پدریhttp://i38.tinypic.com/1sed1s.jpg

اجاق خانه که آتش را به یاد نمی آورد!

و مدادی

که لای صفحه ی ۸۷ این کتاب

به خواب رفته است!

عصر آخرین روز سال

از خیابان مهرگان         می گذرد

و شبی

که از پای کوبی ما برمی خیزد

برای ادامه ی زنده گی

لازم است!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 20:0 توسط آرش نصرت اللهی |

داشت هفت روز از بهمن 1387 می­گذشت که به در خانه­ی یک بامداد رسیدیم. بامدادی که از انتهای تاریکی این سرزمین آمد و پیش پای­مان را روشن کرد.

از احمد شاملو، غیر از نوشته­ها و نانوشته­های بسیار، یادگاری بازمانده است که گستره­ی دیدارش، پر بود از بزرگی شاملو بودن! هیچ چیز نمی­گفت جز شاملو و حضور مهری چنین سخت که در میان­شان دیده می­شد. این دیدار برای انجام یک گفت­و­گو بود. همه چیز از صحبتی شروع شد که با سردبیر نشریه­ی ارمغان فرهنگی؛ داریوش معمار عزیز، داشتیم. قرار شد من که مسوول صفحه­ی شعر و داستان نشریه هستم، به گفت­وگو با آیدا بنشینم. به اتفاق همسرم مهرنوش نوروزژاد و یکی از دوستان ما و شعر شاملو؛ خانم پردیس رفویی، به خانه­ی بامداد و آیدا رفتیم و . . . باقی ماجرا بماند برای شماره­ی 4 و 5 نشریه­­ی ارمغان فرهنگی که بیستم اسفند می­تواند در دستان شما باشد.

آیدا، نمودار مهری است که شاملو با تمام توان خود آن را ترسیم کرده است برای ما. مهری که جای خالی­اش را در شعر امروز ایران، بیش از پیش احساس می­کنم. همان جوهر­ه­ای که توانسته باشد در جان شعر، جریان یابد و البته شاملو هم آن جا که به این عاطفه می­رسد، ماندگارتر می­شود!

نانوشته نماند که این دیدار با چند روز تأخیر رسید. به خاطر این که من در روز ۲۷ دی ماه موفق به تماس تلفنی با آیدا طبق قرار قبلی مان نشدم. مثل این که درست در همان روز و یک روز قبل، آیدا شاهد بیرون رفتن بخشی از یادگاری ها و بازمانده های شاملو از خانه بوده است. گذری کوتاه البته بر این مقوله داشته ام در دیدار با آیدا. اما به راستی چیزها چه قدر می توانند مهم باشند؟! . . . بگذریم. 

عکس­هایی را که خانم پردیس رفویی گرفته­اند، می­آورم. بوفه­ای که در کنج خانه ایستاده است. قاب عکسی که زیر پله­ی چوبی داخل خانه را زنده کرده است و . . .

  

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 15:8 توسط آرش نصرت اللهی |

 

« داد در دود »

 

پاره خط‌ها

روزها را          روي ديوار مي‌آورند

  

چه دورم          از آخرين ميدان

كه روي شانه‌هاي آخرين مرد

دست هايم را

جا گذاشتم

چه دور است          دوباره كه

آغوشت را گشوده باشي          باشي با من

با روزها پشت ديوار

خيلي بد است          آويزان خاموشي باشد          انسان

در ميانه ي خانه

خيلي بد است

از لبه ي كلمات           سايه ها نمي‌ريزند

و شهر          پرت‌گاهي در هره‌هاي پنجره‌ام

عمقي كه صدا را

مي گرداند و          گرداند و          داند كه فرو مي برد در خود

در دوردست ها

دود اگر مي بيني          داد من است

كه از آتش نيمه جان خانه مي‌خيزانم

 

چه روي ديوار

چه روي پيشاني

پاره خط‌ها پيرم مي‌كنند!

تنها شهوت شعرم مي‌ماند          در ميانه‌ي دندان‌ها

با كيلوهايي از كلمات   

كه در پوسته‌هاي انار          چيده‌ام!     

مهر/ 86

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 15:24 توسط آرش نصرت اللهی |

 

« سحرگاه »

 

هميشه خوابيم

چه از حفره حفره  شب          نور بيايد

بيايد آفتاب

چه از لوله  لوله تفنگ          نور بيايد

بيايد آتش

هميشه خوابيم

آن جا كه جوخه ها بيدارند!

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 14:56 توسط آرش نصرت اللهی |

گزارش جلسه­ی نقد و بررسی مجموعه شعر « تو/تهران/1385 »، سروده‌ي آرش نصرت‌اللهي در گروه شعر پاراگراف 

جمعه، اول آذر 1387، گروه شعر پاراگراف، نشست ماهانه‌ي خود را به نقد و بررسي مجموعه شعر « تو/تهران/1385 »، سروده‌ي آرش نصرت‌اللهي اختصاص داده بود كه با صحبت‌هاي آقايان عنايت سميعي و پويا عزيزي و با حضور يزدان سلحشور، فرشيد پارسي‌كيا، بكتاش آبتين، كبوتر ارشدي، وحید آقاجانی، فرانك احمدزاده و تني چند از شاعران و اهالي ادبيات همراه شد.

اجراي برنامه را طبق معمول، بهروز احمدزاده برعهده داشت كه . . . ( به ادامه‌ي مطلب برويد )

خلاصه‌ي گزارش را در روزنامه‌ي كارگزاران بخوانيد: http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?42631


ادامه مطلب . . .
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 15:38 توسط آرش نصرت اللهی |

 

گروه شعر پاراگراف، مجموعه شعر  "تو/تهران/۱۳۸۵" آرش نصرت اللهي را مورد نقد و بررسي قرار مي دهد. این مجموعه که دومین مجموعه شعر آرش نصرت اللهی است، بهار ۱۳۸۷ توسط نشر ثالث و در ۱۱۰۰ نسخه به چاپ رسیده است.

اين نشست، روز جمعه اول آذرماه ۱۳۸۷، ساعت ۱۷ برگزار می گردد که با صحبت های آقایان عنایت سمیعی و پویا عزیزی و همچنین با حضور و نظرات جمعي از نویسندگان و منتقدان ادبي همراه خواهد بود.

نشاني محل نشست:  تهران - ميدان فردوسي - خيابان پارس - كوچه‌ي جهان‌گير - مجتمع ياس - ورودي غربي - طبقه‌ي ۲ - واحد ۷

                                 

خبر را می توانید از ایسنا بخوانید: http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1236187&Lang=P

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 8:43 توسط آرش نصرت اللهی |

 

روز دوشنبه ۲۹/۷/۸۷ در جوار كوه و جنگل، ساعت ۴ بعد از ظهر، مازندران، چالوس، سالن كتابخانه ي عمومي،

گروه نقد كتاب ماه مازندران؛ تلاجن، مجموعه شعر " تو/تهران/۱۳۸۵ " آرش نصرت اللهي را مورد نقد و بررسي قرار مي دهد. 

اگر نزديك كوه و جنگل بوديد، . . . كلماتم خوشحال مي شوند . . . از ديدار شما.

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 9:39 توسط آرش نصرت اللهی |

 

این عکس ها، کار حمید جانی پور عزیز است که جای سپاس دارد.

مراسم رونمايي از مجموعه شعر « تو/تهران/1385 » سروده ي آرش نصرت اللهي، از چپ (جلو): عليشاه مولوي،شمس لنگرودي و عنايت سميعيعنايت سميعي

با حضور جمعي از اهالي ادبيات از جمله شمس لنگرودي، حافظ موسوي، محمود معتقدي، عنايت سميعي، كبوتر ارشدي، عليرضا مجابي، سهیل قاسمی، پویا عزیزی و فواد نظیری و سخنراني عليشاه مولوي، فرياد شيري، عليرضا بهنام و سپيده جديري، در نشر ثالث برگزار شد.

در ابتداي مراسم كه توسط آقاي سجاد صاحبان زند اداره مي شد . . .  ( بقیه در ادامه ی مطلب )

همين گزارش در سايت ادبي گاف : http://www.gaaf.ir/content/view/113/1/

سایت وازنا : http://vazna.com/article.aspx?id=1800

روزنامه ی کارگزاران ( خلاصه ) : http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?32196

و سايت ادبي دانوش : http://www.danoush.net/News/?id=244

( گزارشی از ايسنا در همین رابطه: http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1200891&Lang=P )


ادامه مطلب . . .
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 17:20 توسط آرش نصرت اللهی |

پنج شنبه ی اين هفته، ۲۸/۶/۸۷ مراسم رونمايی از مجموعه شعرم برگزار خواهد شد و ديدار دوستانم در اين مراسم، برايم عزيز است. اين پست را از زبان ايسنا می آورم.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين نشست،‌ به گفته‌ي شاعر، با سخنراني عليشاه مولوي، عليرضا بهنام، فرياد شيري، سپيده جديري و اقبال معتضدي درباره‌ي مجموعه‌ي يادشده همراه خواهد بود.

جلسه‌ي رونمايي «تو / تهران / ‌‌١٣٨٥» ساعت ‌١٨ روز پنج‌شنبه، بيست ‌و هشتم شهريورماه، در محل نشر ثالث برگزار مي‌شود.

اين مجموعه ‌‌٥٠ شعر آزاد را با مضامين صلح، شعرهاي اجتماعي و انتقادي شامل مي‌شود، كه بيش‌تر شعرهاي سال‌هاي ‌‌٨٤ و ‌‌٨٥ نصرت‌اللهي هستند.

انتهاي پيام

گفت و گويی در همين زمينه با ايبنا داشته ام که در آدرس زير می توانيد بخوانيد: http://ibna.ir/vdcfe1d0.w6dtmagiiw.html

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 21:58 توسط آرش نصرت اللهی |

روي كردي به جايزه ي شعر نيما

 با توجه به اهمیت موضوع جایزه های ادبی و کمبود آن ها در جامعه ی شعر ایران ، پس از روی کار آمدن یکی دو جایزه طی ماه های اخیر ، یادداشتی برایشان نوشتم که در برخی سایت های ادبی و روزنامه ی اعتماد ، آمده است .

http://www.sahneha.com/maghalat/arash_nosratollahi_asibshenasi.htm  سایت صحنه ها

http://www.etemaad.com/Released/87-04-10/219.htm روزنامه ی اعتماد

یادداشت یادشده به قرار زیر است :

شعر ما ، خود را از مسير سختي به آن چه شعر امروز ما ناميده مي شود ، رسانده است . ساختار شكني هاي ادبي در متن جامعه اي كه هنوز هم حصار دور خودش را مي ستايد ، چيزي نبود كه به آساني به دست آيد ، آن هم در هفتاد هشتاد سال پيش كه آقاي نيماي عزيز از پرچم داران اين ساختار شكني به حساب مي آمد . نيما ، كه حالا بخشي از دوستان من ، نامش را بر لوحه ي جايزه ي شعري مي چسبانند ! البته من اين انتخاب نام را براي جايزه ي شعر امروز ما به خصوص در حوزه ي چاپ كاغذي و درج اينترنتي كه به ترتيب مظاهر مدرنيسم و پست مدرنيسم هستند ، شايسته مي دانم و اين را هم مي دانم كه جامعه ي مدرنيزه نشده ي ما با چنگ زدن به چند شاخص پست مدرنيستي ، در خود دويده ي غريبي شده است ! ! !


ادامه مطلب . . .
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 17:59 توسط آرش نصرت اللهی |

گزارشي از مراسم يادمان منصور بني مجيدي در آستارا / ۱۸/مرداد/۱۳۸۷ (عکس از مزدک پنجه ای) یادایادی نیز در رشت / ۲۴/مرداد/۱۳۸۷ ، توسط حلقه­ی شاعران 5 شنبه­ها همیشه­ی خانه­ی فرهنگ گیلان ، برایش برگزار می گردد :  http://khaneye-farhang.blogfa.com/post-142.aspx

این یادداشت را برای سایت ادبی پیاده رو نوشته ام .

تابستان نصف شده در آرام گاه آستارا ، روي صبح ايستاده و اتوبوس از شب گذشته ، خود را به آغوش منصور بني مجيدي رسانده است . از سراسر ايران ، شاعران و دوست دارن منصور ، و از آستارا هم ، خانواده او و شاعران شهر آمده اند . جوشش انديشه ي منصور را در حضور آن ها كه به پاس داشت او آمده اند ، مي توان يافت . احساس مي كنم ، چيزي مثل خميرمايه ، انسان و درخت و خاك را به هم پيوسته كرده است . احساس مي كنم اين چيز ، انديشه ي صداقت مدار منصور عزيز است كه در خواب شعرش نيز رخنه كرده است !

پيش شوهر خواهر منصور ، شاعر انديشه هاي رها ؛ بيژن كلكي هم مي رويم . جايي در چند قدمي منصور ، آرام گرفته است .

 

همین متن در وازنا : http://www.vazna.com/article.aspx?id=1772

 


ادامه مطلب . . .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 11:50 توسط آرش نصرت اللهی |

  در حالی که در آستانه ی يادمان منصور عزيز ، روز ۱۸ مرداد ۸۷ در آستارا ، با جمعی از شاعران و نويسندگان سراسر ايران ، هستيم ، عکس زير را به ياد مي آورم . اين عکس را در بيمارستان مدائن تهران / اردی بهشت ۸۶ ، در حالی که منصور بنی مجيدی به بستر بود ، گرفته ايم . حالا او به یادهای ما پیوسته است ، در یادهای ما زنده است !

از راست ، آقایان : بهبود داداش زاده ( داماد منصور ) ، علی شاه مولوی ، منصور بنی مجيدی ، بکتاش آبتين ، من و امين ( تنها پسر منصور ) 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 9:8 توسط آرش نصرت اللهی |

      

جايي كه منصور بني مجيدي را بر بام هاي سفالي ، آشفته می وزاند !

اين جا طبقه ي چهارم آپارتماني در آغوش آستارا ؛ شهر من است . جايي كه منصور بني مجيدي داشت براي آن كه بر بام هاي سفالي ، اشفته بوزد !

عكس را در زمستان ۸۶ ، امين ؛ يادگار منصور ، گرفته و داوود ملك زاده ي عزيز برايم فرستاده است . به اين گونه زمان در قاب عكسي ، به دام افتاده است . از بالا ، آقايان : ايرج نظيري ، اكبر اكسير ، هوشنگ مجرب ، منصور بني مجيدي ، شهرام پوررستم ، عظيمي كهن ، من و داوود ملك زاده . به یاد منصور بني مجیدي که صادقانه آمد و صادقانه رفت . به یاد او که در بامداد یازدهم / تیر / ۸۷ ، این گونه زیستن را تمام کرد ، مطلبی نوشته ام که در روزنامه ی اعتماد آمده است . برای خواندن آن به لینک  http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1653416  برويد .

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 13:5 توسط آرش نصرت اللهی |

 

۱- تهران / کتاب فروشی های نشر ثالث ، نشر چشمه ، وارش ، شهر کتاب هفت حوض ، یک کتاب فروشی بین فلکه های اول و دوم صادقیه و . . .

۲- کتاب فروشی هایی در شمال کشور : رشت ، لاهیجان ، لنگرود ، آستانه و . . .

۳- کتاب فروشی های رومینا و مولانا در آستارا / خیابان فارابی

۴- کتاب فروشی آقای مازیار نیستانی در کرمان

+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 12:58 توسط آرش نصرت اللهی |

 

۱- تصوير واژه های نا تمام

مرور محمود معتقدی بر مجموعه شعر " تو / تهران / ۱۳۸۵ " نوشته ی آرش نصرت اللهی را در لينک زير از روزنامه ی اعتماد ، مورخ ۳/۴/۸۶ بخوانيد : http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1644102

و يا در سايت آفتاب : http://aftab.ir/news/2008/jun/23/c5c1214206799_art_culture_book_publication_book.php

۲- گزارش نقد و بررسی " تو / تهران / ۱۳۸۵ " در خانه ی فرهنگ گیلان - مورخ ۳۰/۳/۸۶ را پس از سطرهای زیر در لینک داده شده بخوانید :

در این نشست ابتدا علیرضا پنجه ای مسوول گروه شعر خانه­ی فرهنگ گیلان به معرفی شعر آستارا پرداخت و گفت: سال ها پیش در آستارا ما فقط با چهره هایی چون بیژن کلکی ،منصور بنی مجیدی و اکبر اکسیر مواجه بودیم اما به هر حا خوشحالم که امروز می بینم چهره هایی چون نصرت اللهی از شاعران جوان تر این سرزمین است و توانسته خود را  به عنوان یکی از شاعران برگزیده ی شعر صلح  مطرح کند . http://khaneye-farhang.blogfa.com/post-136.aspx

۳- ساده به سمت جهان

نگاه رضا قنبری به مجموعه شعر " تو / تهران / ۱۳۸۵ "  در خبرگزاری کتب ایران - ایبنا

http://www.ibna.ir/prtbswb5.rhb80piuur.html

۴- ملالی نیست جز دوری از ستارگان برزیلی

نگاه عباس گلستانی به مجموعه شعر " تو / تهران / ۱۳۸۵ "

http://abbasgolestany.blogfa.com/post-5.aspx

۵- مردی که شن را بار شب می کند . . .

نيم نگاهی از اکبر اکسير به مجموعه شعر " تو / تهران / ۱۳۸۵ " نوشته ی آرش نصرت اللهی را در ادامه ی مطلب بخوانيد :

شعر جوان امروز به نوعي ديگر ادامه منطقي نوگرايي و التهابات ادبي جوانان دهه هفتاد است كه در يورشي جانانه نوعي از شعر را به جامعه ادبي ما تزريق كرد با تلفيقي از مؤلفه‌هاي شعر مدرن جهان.


ادامه مطلب . . .
+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 18:52 توسط آرش نصرت اللهی |

 

طی روزهای اخير ، برخی خبرگزاری ها و سايت ها با خبر انتشار مجموعه ی شعرم ، نکاتی را نيز يادآور شده اند .

 

خبرگزاری ايسنا  http://gilan.isna.ir/mainnews.php?ID=News-50120

خبرگزاری ايبنا http://www.ibna.ir/vdchmkni.23nz-dftt2.html

سايت سياست روز http://www.siasatrooz.ir/CNewsRDetail.aspx?QSCNDId=3083&QSDNId=27

سايت وازنا http://www.vazna.com/article.aspx?id=1634

سایت خبر فارسی http://www.khabarfarsi.com/news-116491.htm 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 16:4 توسط آرش نصرت اللهی |

 

در دو سه ماه اخير دو نگاه بر دو مجموعه شعر نوشته بودم كه در روزنامه ي اعتماد به چاپ رسيد و . . .

۱- شعر شدن / نگاهي به مجموعه شعر " تهران براي شعر شدن شهر كوچكي است " / نوشته ي داوود ملك زاده / انتشارات فرهنگ ايليا 

       هر چيزي و همين طور شعر ، جهت وجود يافتن نياز به چيز ديگري دارد كه دست مايه ي به وجود آورنده ي آن قرار گيرد . شعر به علت موقعيت وجودي اش كه به نظرم تا حد زيادي مرحله ي پس از نثر را شامل مي شود ، مايه ي غليظ تري را مي خواهد تا به درون گرايي خويش دست يابد . از درون گرايي البته مقصودم لايه داري و حجم شده گي است و نه پيچيده گي و درهم رفته گي .

 

۲- انگشت روي معنا / نگاهي به مجموعه شعر " ماه حلقه ي بي انگشت " / نوشته ي ميثم رياحي / انتشارات داستان سرا 

  جهان معاني در متن ، پس از يافتن امكان وجود ، به وسيله ي زبان ارايه مي گردد . اين امر گرچه تا حدي بديهي به نظر مي رسد اما توجه دوباره به آن ، مي تواند ما را به شناخت پروسه ي شكل يابي شعر نزديك تر كند . از طرفي در جايي از وينكنشتاين فيلسوف خوانده بودم : « محدوديت زبان من ، محدوديت جهان من است . »

    براي دست يابي به متن كامل نگاه هاي بالا ، روي ادامه ي مطلب كليك كنيد .


ادامه مطلب . . .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 12:2 توسط آرش نصرت اللهی |

 



www.arashnosratollahi .blogfa.com                                       آرش نصرت اللهی